سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

405

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

بالتخليه ] راجع است . قوله : و العرف ياباه : ضمير مفعولى در [ ياباه ] به [ اكتفأ بالتخليه ] راجع است چنانچه ضمير مفعولى در [ تدفعه ] نيز چنين است . قوله : و الاخبار تدفعه : زيرا مورد بعضى از اخبار مكيل و موزون است كه قبض در آنها را نفس كيل و وزن قرار داده نه تخليه پس بطور مطلق به اين امر نمىتوان قائل شد . متن : و حيث يكتفى بالتخلية فالمراد بها رفع المانع للمشتري من القبض بالإذن فيه ، و رفع يده ، و يد غيره عنه إن كان و لا يشترط مضي زمان يمكن وصول المشتري إليه إلا أن يكون في غير بلده بحيث يدل العرف على عدم القبض بذلك . مقصود از تخليه شرح فارسى : شارح ( ره ) مىفرماين : اگر قول اخير را پسنديده و گفتيم قبض همان تخليه است حال ببينيم مقصود از تخليه چيست ؟ بايد گفت مراد فقهاء از آن اين است كه بايع براى مشترى و بنفع وى تمام موانع از قبض را بايد از پيش بردارد يعنى به او اجازه در قبض داده و يد تصرّفى خود و ديگران را از آن دور كرده و مبيع را بدون هيچ مانعى در اختيارش بگذارد .